تبليغاتX
... و اما امروز
نوشته های حمید لطفی

اوضاع سیاست مملکت اینروزها علی الظاهر آرام است، هر چند که نباید اینچنین باشد و نا سلامتی انتخاباتی در راه است بس نفس گیر و به غایت سرنوشت ساز و این آرامش مزخرف را از سر فتیلیه پائین آقایان اصلاحاتی داریم که ظاهرا در اندیشه شان نیست تا تنی به آب بی منت انتخابات بزنند و قدری پروانه ها از سر دور کنند و قید النگو ها را زده، بحث و حدیث جدی تری به میان آورند "تا بیچاره خلق را متقاعد کنند که شب از نیمه نیز بر نگذشته است!"

هم اوضاع این سوی خط با کتک کاری انتخاباتی ۸۴ قدری توفیر دارد و هم آنسو، از این سو یکی از ساسی تا سروش را پشت سر خود دارد و دیگری سید خندان و طرفداران همیشه پایه و آنچنان که به گوش می رسد کرشمه ها و چشمک هایی از آن سوی خط، و آنطرف هم که از گونی پول نفت و سیب زمینی تا ...، پیش بینی نتیجه انتخابات در آینده منجر به بروز اصوات مشکوک خواهد شد و فی المجلس  زبان در کام گرفتن عاقلانه تر می نماید!

بگذریم، که اصرار برای ابقای قلم در کلام سیاسی اینروزها به اکراه ماننده است تا اشتیاق!

کلافگی از حد گذرانده ام آنقدر که گاه دوستان را خاطر رنجه می شود، اما شکر ایزد که صبرشان زیاد است و خرده نمی گیرند.

مجتمع نمودن افکار بر روی مطلبی واحد بس دشوار می نماید و چنانچه دست نویس متن را ببینید دستگیرتان می شود که چرا رشته سخن اینگونه به در و دیوار می ساید و بریده و بی نتیجه است و خاطر مبارکتان مکدر می نماید!

راستی این وبلاگ کم خواننده ی صرفا سیاسی هم دو ساله شد!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 15:50  توسط حمید   |