حمالان پوچی
مرزهای دشوار تحمل را شکستند .
تکبیر برادران ... !!
همسرایان وحدت
با حنجره های بی اعتقادی
حماسه های ایمان خواندند.
تکبیر برادران ... !!
کودکان شکوفه
افسانه دوزخ را تجربه کردند.
تکبیر برادران ... !!
لجه قطران و قیر بیکرانه نیست ؛
سنگین گذر است .
که خورشید
چراغ گذرگاه ظلماتی دیگر است
بر بام ظلمت بیمار
آن که کسوف را تکبیر میکشد ؛
نوزادی بی سر است .
و زمزمه ما هرگز آخرین سرود نیست
هر چند بارها
دعای پیش از مرگ بوده است .
بهتان مگوی
که آفتاب را با ظلمت نبردی در میان است .
ما با نگاه ناباور ؛ فاجعه را تاب آوردیم .
هیچکس برادر خطابمان نکرد
و به تشجیع ما تکبیری بر نیاورد .
تنهایی را تاب آوردیم و خاموشی را ؛
و در اعماق خاکستر
می تپیم ...
احمد شاملو
آمیرزا غلام رمال باشی که روزگاری کار و بارش سکه بود آنقدر که همه را آروزی رمال شدن در سر کرده بود، وقتی که دیگر رمل و اسطرلابش کم طرفدار شد و در تامین مخارج چهار عقدی و سیزده صیغه و هجده توله اش واماند قاطر لاغری از نعمت سورچی خرید و از آن پس نه فقط رمال باشی که قاطرچی هم شد!
اما هر که را بهر کاری ساختند و هر فنی را فوتی است! همان رملت را بر اسطلاب میریختی و از بلاهت این جماعت خر که حالا تعدادشان کم تر است روزگار را کم بریزو بپاش تر می گذراندی، دیگر قاطربانی ات چه بود؟!
آخر یکی نبود بگوید که ابله پشت قاطر ایستاده ای و هی هی کنان مگس از ماتحت همایونی اش میپرانی بی آنکه فکرش را بکنی که قاطر، قاطر است و مرید و مراد نمیشناسد، خوب آخرش می شود همین که آنچنان جفتکی نوش جان کرد که از نعره ی وا بیضتینای غ-ر-و-م-ساق هفت زائو در هفت محله آنسوتر بار زمین گذاشتند و همساده ای را قوه ی شنوایی سالم نماند و تا حدود دو ماه رعشه از جانشان نیفتاد!
ماه ها حکیم و دعا و دخیل و نذر و نیاز کردند اما باز هم کارگر نیفتاد و افاقه نبخشید تا عاقبت آقا میرزا شد آغا میرزا!
میرزا هفته ها در خانه ماند و آنقدر دندان گزید و مالیخولیا نمود تا روانش قدری پریشان شد و گاهی جنون سراغش می گرفت و در شهر شایع شده بود که میرزا غلام جنی شده!
به این خاطر این را می گفتند که گاه و بی گاه در برزن می دیدند که در دالان حجره ای در بازار خف کرده اولین رهگذر( صغیر و کبیر هم ندارد) که ببیند را به باد فضیحت گرفته بی پدر ناموس خلق الناس را به قول رفقای فرنگی مان اتچ(Attach) می کند که "آی مردم هر چه بر سرم آمده از چشم زخم این مادر فلان است!" که لابد تاوان زایل شدن مردانگی منحوسش را باید بدهد.
عاقبت کار مشاعرش به جایی رسید که یک روز عجوزه ی چروکیده ی دوره گردی را خفت کرده بود که تاوانش ستانده فی المجلس قصاص نماید، آنقدر آنروز کسبه خندیدند که کاسبی کل بازار تخته شد و او هم تا بنا گوش سرخ سر به زیر انداخته تا خروج از دروازه ی عین الدوله زمین بازار را فرش نمود!
بعد از این پیشامد دیگر کسی او را ندید و حتی شایعه شد که شبانه سوی بیابان را گرفته و مهمان میهمانی گرگها شده است علی القاعده اما برخی هم می گفتند که در خانه نشسته و عیال بزرگ عفریته اش کلاه شغل شریف را بر سرش گذاشته که بالاخره دخل خانه باید از جایی برسد و حالا هم هر از گاهی همان ل-ک-اته را در بازار می بینند که تاوان مردانگی شوی چهل زنش را از خلق الله طلب می کند و همان دیوانگی ها که میرزا می کرد را به صد اضافه تر تکرار می کند!
گناهش به گردن همانها که گفتند، می گویند زخم سفلیس برداشته و همین کارش را به جنون کشانده است.
پی نوشت: هر گونه شباهت با شخصیت های واقعی کاملا اتفاقی است!
لینک ها بی ربط است:
چند روز پیش آقای احمدی نژاد در خصوص عملکرد وزیر اطلاعات و دلیل برکناریش گفت:" وزیر اطلاعات کارنامه ای ضعیف دارد... درباره فعالیت جریان ها مختلف سیاسی(بخوانید مشارکت و سازمان) حتی یک برگ هم گزارش به من ندادند و من حتی از بعضی از بزرگان پرسیدم که آیا وزارت به شما گزارشی داده که گفتند نداده است،در حالی اینها از یک سال قبل در حال سازماندهی بودند."(نقل به مضمون)
یعنی باید از زبان احمدی نژاد باور کنیم که قویترین دستگاه اطلاعاتی منطقه که بدون شک و به درست تمام اعضای موثر و نیمه موثر احزاب و جریان های سیاسی را زیر نظر دارد از سازماندهی مجرمانه(!) یک ساله این فعالین سیاسی بی اطلاع بوده و اگر هم اطلاع داشته راه انفعال پیشه کرده(!) آنوقت آقای احمدی نژاد با هوش بی بدیلش پی برده و نهادهای موازی ای که حتی شناخت درستی از احزاب و فعالینش نداشتند مامور رسیدگی شده اند!
وقتی وزارت اطلاعات حتی یک برگ هم گزارش از تخلف احزاب و فعالین سیاسی نداده است، دلیل روشنی است بر در دست نبودن مدرکی علیه ایشان و این نهاد به وظیفه ی خود عمل نموده و انتظار برای پرونده سازی از آن تنها از عقده ای نهان و دیرین خبر می دهد.
البته طبیعی است که عملکرد چند نهاد دیگر به موازات وزارت اطلاعات که پاسخگوی هیچ مرجع خاصی نیز نیستند با دخالت در امور مربوط به این نهاد موجب ایجاد ضعف و اختلال درعملکرد دستگاه اطلاعاتی کشور می شوند و رفتارهای خود سرانه ی نهادهای غیر پاسخگو امکان تسلط بر فضای حاکم را سلب می نماید و این امر در خصوص دستگیری ها و وقایع اخیر نمودی روشن داشته است!