تبليغاتX
... و اما امروز
نوشته های حمید لطفی

پله های رسیدن به جامعه تک صدایی یکی یکی پیموده میشود. دولت نهم! چیزی تا بستن آخرین روزن نمانده است، تلاش کن!

نمایندگان مجلسی که علی القاعده باید مدافع آخرین ذره های حقوق شهروندی باشند، امروز نه تنها هیچ وقعی بر خواسته های ملت نمی گذارند، که خود راه را برای انسداد هر چه بیشتر روزنه های تنفس، باز می کنند.

اساسا از امثال دوستداران سعید امامی بیش از این انتظاری نیست، اما درمانده ام از این اقلیت اصلاح طلب که علی الظاهر درست در بزنگاه خانه ملت را با خانه آخرت اشتباه می گیرند و حتی سر سوزنی علائم حیاتی از خود بروز نمی دهند و آنوقت برای فیلتر شدن اینترنت مجلس به حنجره مبارک آسیب ها می رسانند، وا اسفا!

طبق روایت روزنامه ی اعتماد رئیس مجلس هم نمی دانست که در حال تصویب چه قانونی است و اصلا نمی دانست چرا در مجلس قبل این لایحه تصویب نشد و حالا چرا بدون حتی یک خط اصلاح دوباره به مجلس آمده، این لایحه در چنان آشفته بازاری(صد رحمت به سید اسماعیل!) به تصویب نمایندگان رسید و به قانون تبدیل شد که بعید است باقی نمایندگان هم به جز رایحه خوش خدمتی ها بدانند که به چه چیز رای داده اند!

امیدورام پیش از آنکه دیر شود و یکبار دیگر پرده ی آهنین سرنوشت تاریخی اش را به رخ ملک و ملت بکشد، چاره ای یافت شود!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 11:50  توسط حمید   | 

به موسوی رای می دهم، رایی که دردرجه اول یک رای حزبی است، در درجه دوم یک رای سلبی و به خاطر نیاز مبرم کشور به تغییر است و در درجه سوم به خاطر روشن شدن مواضع ایشان و نزدیکی این نظرات به اصلاح طلبی. 

اما اشکال اساسی ای که همیشه با آن دست به گریبانیم کماکان برقرار است و آن عدم توانایی گروهای اصلاح طلب در گفتگو و سهم دادن و سهم گرفتن و در یک کلام کار سیاسی است. آقای موسوی از احزاب حمایت می کنند اما همچنان حاضر به سهم دادن به احزاب نیستند، اگر آقای موسوی قائل به وجود احزاب نیرومند در کشورند(طبق گفته ی خود ایشان) پس علی الاوصول از مراودت با احزاب نیز نمی بایست اکراه داشته باشند حال آنکه به نظر می رسد از پذیرفتن افراد ذیل تابلوی حزبشان در تقسیم مدیریت کشور ابا دارند.

صحبت بر سر سهم خواهی از دولتی که هنوز معلوم نیست که تشکیل شود یا خیر نیست، تنها مسئله پارادوکس فی مابین نظر و عمل مطرح است، که چنانچه قرار بر جا افتادن گفتمانی جدید در جامعه باشد میبایست حداقلی از تناسب در این میان برقرار شود به خصوص آنکه این گفتمان هنوز برای نسل سومی ها غریبه است و به دست آوردن این اعتماد حیاتی، راه آسانی نیست.

صداقت ایشان برای من تنها دریافتی شهودی و سوبژکتیو است و هنوز مصداقی برای اقناع دیگران ندارم و فعلا آنقدر می دانم که دل عده ای از جوانان از ایشان خون است چرا که با حضورشان در عرصه انتخابات باعث کناره گیری سید محمد خاتمی از این عرصه و وارد آمدن شوک به همه فعالین شدند و این در حالی است که ایشان زمان کمی برای جلب نظر این قشر تاثیر گذار جامعه دارند و این همه به دلیل تعلل ایشان در اعلام کاندیداتوری است.

شاید زمان آن رسیده باشد که گامی جدی در راه حزبی شدن سیاست در کشور برداشته شود و نشانه ای از بلوغ در سیاست ورزان ظاهر گردد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 13:5  توسط حمید   |