نوشته ماریو وارگاس لیوسا
"این مقاله همانطور که از عنوان آن بر می آید درباره آمریکای جنوبی و دلایل شکست اصلاحات و توسعه در این قاره است، اما وقتی که مقاله را می خوانید به سادگی می توانید بعضی از نامها و عناوین را با معادل ایرانیش عوض کنید و بی آنکه در صحت بخش عمده ای از منطق آن خللی ایجاد شود به خواندن ادامه دهید. مطالعه اش را توصیه می کنم."
وقتی در سال 1958 به اسپانیا رفتم شنیدن این جمله از زبان مردم بسیار متداول بود"اسپانیایی ها آمادگی دموکراسی را ندارند اگر فرانکو از بین رود هرج و مرج خواهد شد. شاید یک جنگ داخلی دیگر!" البته، این آنچه اتفاق افتاد نبود.دیکتاتوری فروریخت،یک گذر به دموکراسی تحسین برانگیز، یا حتی می توان گفت نمونه اتفاق افتاد و دموکراسی در اسپانیا از آن به بعد بسیار موفق بوده است...
"وزیر آموزش و پرورش درباره تعطیلی مدارس همزمان با تشدید آلودگی هوا گفت : آلودگی هوا نباید باعث اختلال در فعالیت مدارس شود و اولویت ما در آموزش و پرورش کار مدارس در هر شرایطی حتی آلودگی هواست." منبع: سایت الف، ۱۱ دی ۱۳۸۷
آقای وزیر این گفته را زمانی از خود صادر نمود که هفته قبل از آن پنجشنبه بین عید غدیر و جمعه و حالا هم که پنجشنبه بین عاشورا و جمعه تعطیل میشود. چگونه است که سلامت دانش آموز برای وزیر آموزش چیزی است هم تراز با هویج، اما اعلام تعطیلی مدارس در هر زمان دیگری ممکن است!
جالب آنکه تز عجیب جدا نمودن کتابهای درسی دختران و پسران هم از همین وزیر صادر شده است!
در این مسئله لازم نیست به دنبال چیزی یا کسی گشت، همین علی احمدی را بفرستند تا پرتقال فروشی پیشه کند و کسوت وزارت را برای اهلش بگذارد!
طبق آنچه که دیگر عادت است، شنیدن افاضات باری به هر جهت دولت نهمی ها دیگر حتی تعجب هم ندارد!
توجه بفرمائید:
صفار هرندی: "چرا باید در هنر به ذائقه جماعتی اندک اعتنا کنیم که به لحاظ عدد محدودند و جماعتی روشنفکر(!) هستند که البته باید بهره خودشان را از مسائل حکومتی و اجتماعی ببرند، چه کسی گفته مطابق عادت گذشته ذائقه این عده باید بر مسائل فرهنگی حاکم. قبلا گفته می شد تئاتر برای روشنفکران است و مردم عادی هم بیخود(!) می کنند هوس تئاتر می کنند، قطعا این ناجوانمردانه است که بگوییم همه ملت هیچ و سینما و تئاتر یا هنرهای تجسمی فقط برای قشر خاصی است! چه کسی جرات می کند در مملکتی که برافراشته ترین علم آن علم عدالت است، چنین مزخرفی را بگوید که هنرهای تجسمی برای قشر روشنفکر است." روزنامه اعتماد ۹ دی ۱۳۸۷ صفحه ۱۶
چند سوال برایم پیش آمد:
حقیقتا در کشوری که دولتش فکر می کند که پرچم عدالت برافراشته، اما تنها به خاطر سیاستهای اقتصادی همین دولت(به گفته سه عضو برکنار شده کابینه) تورم روزافزون بیش از هر زمان دیگری قشر کم درآمد جامعه را در فشار گذاشته است و همچنین در راکدترین دوران فرهنگی خود به سر میبرد، چه کسی جرات کرده چنین مزخرفی را بگوید، باید عرض کنم، من که همیشه تا آنجا که توانسته ام پیگیر اخبار سینما و تئاتر بوده ام، چنین مزخرفی را تنها از زبان خود صفار هرندی شنیده ام ولا غیر!
کانت:
"حکومت پدرسالار(Imperium paternal) یعنی حکومتی که مانند فرمانروایی پدر بر فرزندان با اصل نیک خواهی نسبت به مردم استوار است، با مردم همچون صغیرانی رفتار می کند که نمی توانند نیک و بد خویش را از یکدیگر باز شناسند.در این حکومت مردم را وا می دارند که راه انفعال در پیش گیرند و به حکومت چشم داشته باشند تا راه نیک بختی را به آنان بنماید و نیز هیچ انتظاری از حکومت نداشته باشند، جز آنچه خود حکومت به مردم ارزانی می دارد. چنین حکومتی بدترین گونه خودکامگی است که به تصور در می آید."
میل:
"در رویارویی با بربرها خودکامگی حکومتی مشروع است، به شرط آنکه هدف آن پیشرفت بربرها باشد و وسایل دست یابی به این هدف نیز بر مبنای میزان تاثیراتی که آنها در عمل بر چنین هدفی می گذارند، توجیه می شود."