به تازگی خبرهایی از گفته های امام جمعه مشهد به گوش می رسد و بدون پرداختن به بیانات قبلی، تنها همین گفته آخرش را به قضاوت می نشینم و از شما نیز نظر می خواهم.
"زنان بدحجاب پیاده نظام آمریکا در ایران هستند."
زنان در ایران در هیچ زمانی آنگونه که شایسته انسانیت ایشان است از حق آزادی های اساسی و اولیه خویش بهره نبرده اند و البته در این باره بسیار سخن رفته است و بازهم خواهد رفت.
مسئله زنان اگر چه همیشه باقی بود ولی هیچگاه تبدیل به دست آویزی برای سیاست پیشگان نگردیده و در هیچ برهه ای از تاریخ بی خیر این ممکت نیمی از هموطنان را پیاده نظام و عامل طرف مقابل ندانسته اند که این هم بدعتی است قابل تامل.
یکی دو روز قبل مقاله ای از محسن امین زاده در روزنامه کارگزاران منتشر شد که به بررسی سیاست های امریکا در خاورمیانه پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی امپراطوری شیطانی(به گفته امریکایی) و لزوم معرفی جریانی جدید از سوی ایالات متحده به عنوان خطری تهدید کننده صلح جهانی برای توجیه نظامی گری پرداخت.
تا قبل از عملیات تروریستی یازده سپتامبر هیچ بهانه ای که برای جامعه جهانی توجیه کننده ادامه سیطره نظامی امریکا بر جهان باشد وجود نداشت، تا اینکه پس ۱۱/۹ مبارزه علیه تروریسم و سلاحهای کشتار جمعی تبدیل شد به محور اجماع جهانی و عاقبت بمبها با شعار صدور موکراسی به جهان، از آسمان خاورمیانه فرو ریخت.
یعنی عملیاتی که در خیال تندروهای اسلامی برای زمین گیر نمودن امریکا طراحی شده بود، تکانی شد تا این غول به گل نشسته دوباره کمر راست کند و جامعه جهانی را با خود همراه سازد و بی شک چنانچه در ایران دولتی اصلاح طلب بر سر کار نبود می توانستیم انفجار بمبهایی را که بر بغداد و بصره و فلوجه فرو ریخت در تهران و اصفهان و تبریز شاهد باشیم.
پس از تسخیر افغانستان و عراق و علیرغم اصرار اسرائیل برای حمله نظامی به ایران همچنان جهان ترجیح میداد که مسئله هسته ای ایران را پشت میز مذاکره دنبال کند ، اما بعد از انتخابات سوم تیر ۸۴ و شاخ و شانه کشیدن های با ربط بی ربط دولت جدید برای جهان نه تنها پرونده ایران وارد مرحله ای بحرانی شد بلکه به دولت جنگ طلب ایالات متحده کمک نمود تا هم بتواند از خود چهره ای حق به جانب بسازد و هم مقادیر متنابهی اسلحه به بهانه تامیدن امنیت، به اسرائیل و کشورهای عرب منطقه بفروشد.
و این همه را از سیاستهای بی منطق دولت نهم داشت، یعنی دولتی که امثال امام جمعه مشهد و بادامچیانها و روزنامه کیهان سنگش را به سینه می زنند که چه و چه...
با این اوصاف پیاده نظام آمریکا در ایران چه کسی یا کسانی هستند؟
زنان مظلوم ایران؟ احزاب قانونی منتقد؟دانشجویان معترض؟ روزنامه نگاران مستقل؟ اصناف و کارگران درمانده؟
قضاوت دشوار نیست.
پی نوشت: بعد انتشار سخنرانی پالیزدار و گفته های وی مبنی فساد مالی بخش اعظمی از مقامات بلند پایه پس از چند روز سکوت وی عامل سازمان سیا معرفی شد، که اگر بر فرض ادعای مطروحه درست باشد دستگاهای امنیتی که ید طولایی در بازداشت دانشجویان و روزنامه نگاران و ... دارند کلاهشان را بالاتر بگذارد و توضیح دهد که این شخص مجهول الهویه(!) و عامل سازمان سیا در خانه ملت چه میکرد؟!
پی نوشت۲: وبلاگ نویس ها این بیانیه را بخوانند و اگر خواستند امضا کنند.
جامعه ایران به خاطر سیطره فرهنگ غلط مردسالارانه و تصمیماتی که در هر شکل آن، ترجیح می داد نیمی از جمعیت کشور را محذوف در نظر آورد، بی شک امروز در مسیری قرار گرفته است که پایانی جز انحطاط را انتظار نمی کشد.
در این میان در جمع کسانی که اصلاحات را تنها راه نجات کشور می دانند، اولویت های پروژه دموکراسی و اصلاحات محل اختلافی است که می بایست بیش از این برای حل این مناقشه جدیت به خرج داد و بی شک مسئله تبعیض جنسیتی یکی از پرچالش ترین و طولانی ترین مراحل است که به دلیل عمق اجتماعی مسئله یکی از الویتهای اصلی است که همچنان موضوع بحث محافل مترقیان اصلاح طلب و غیر اصلاع طلب است.
سخن کوتاه، ترک جدیدی از موسیقی رپ به تازگی منتشر شده با نام"ما مرد نیستیم!" که با همه نقدی که به بخشی از اشعار آن دارم اما با توجه به استقبال گسترده از این اثر در دنیای مجازی و بین ایرانیان به نظرم بخش عمده ای از جامعه ایران که خواهان دگرگونی است،در جهتگیری فکری بدین سو گام میزنند.
پیش از این نیز درباره تسری اعتراضات اجتماعی در قالبهای ساده و عامه فهم و تاثیرات آن نوشته ای کوتاه آورده بودم.
پیشنهاد می کنم این ترک را بشنوید.
و در میان هیاهوی شهرنشینان روسپی پرست،
که چیزی جز دندانهای تیز و چشمان حریص نشانت نمی دهند،
و در این زمستان مرگ زای،
خنده، پزواک بیهده زخمی است
که از آخرین بهار به جا مانده است.
*******
دوم خرداد مبارک