تبليغاتX
... و اما امروز
نوشته های حمید لطفی

 

در طول تاريخ در بعضی از کشورها به خاطر نوع حکومت و ساختار قدرتشان، بعضی از عبارات معنای متفاوتی با معناي لغتنامه ای داشتند و همیشه واژه ها سرگردان معنی خویش بودند و در ایران نیز چنین بوده و هست.

 

مثلا کلمه مردم همواره از سوی حکومت ها به معنای کسانی است که آن حکومت را قبول داشته اند یا حداقل سکوت کردند و  رضایت خود را اینگونه نشان دادند! و دیگران که معترض بودند و رفتار حکومتها برایشان مقبول نمی افتاد از جرگه "مردم" خارج و برابر می شدند با خرابکار و دشمن شاه و ملت و جاسوس اجنبی؛ و امروز  مبلغ علیه نظام و مشوش اذهان عمومی و جاسوس بيگانگان و  ...

 

یا بعضی کلمات به خاطر تعلق به قشری خاص که حاکمان نمی پسندیدند همواره مورد تمسخر صاحبان قدرت بود مانند واژه "انتلکتوئل" که توسط پهلوی دوم و اطرافیانش با تاکید "ان" تلکتوئل خوانده میشد!

 

و اما امروز با نوع جدیدی از مسخ واژه ها مواجه ایم، برای دولتمردان امروزي نه تنها برخي از تعابير گذشته درباره كلمات معتبر است كه از به كار بردن برخي واژه ها آنچنان دوري مي جويند تو گويي آن واژه خود گناه است حتي اگر در معني هم آن نباشد حال آنكه اصل قضيه چيز ديگرست و چنانچه آقايان خود توجه به انحراف(!) آن نميدادند كسي جلب آن مفاهيم نبود و همه اصل داستان را ميديدند.

 

يكي دو روز قبل در خبرها خواندم كه هيئت دولت نام همايشی علمي را از "جامعه و سلامت جنسي" به "خانواده و باروري" تغيير داده است در حاليكه باروري و سلامت جنسي از بيخ و بن با هم در افتراقند و به قول مهدي خزعلي : "از احمدي نژاد انتظار نمي رود كه فرق اين دو را بداند اما از وزير بهداشت كه علي الاوصول بايد تفاوت سلامت جنسي و باروري را بداند انتظار داريم كه فرق اين دو را براي ايشان توضيح دهند، مگر آنكه دولت منكر روابط جنسي در خانواده باشد!"

 

اول بايد براي ايشان شرح داد كه رابطه جنسي اصولا فعلي گناه نيست كه تشريح رابطه سالم در خانواده امري بسيار مهم براي بقاي بنيان خانواده هاست و دوم باید گفت که فرار از بر زبان آوردن چيزي، از اهميت آن نمي كاهد و نپرداختن به مسئله ای چنین مهم تنها جامعه را از آگاهي لازم محروم مي كند و مي شود همان كه تا امروز بود!

 

حكايت همین طرح امنيت اجتماعي است كه براي حل مشكلات جنسي جامعه خانمها بايد يا در منزل بمانند يا كلا در زمستان و تابستان آنچنان بپوشند كه فقط چشمانشان ديده شود والا در جامعه دردي جز اين تبرج خانمها براي درمان نيست!

 

بیچاره واژه های سرگردان!!

 

پی نوشت:  موجی که انتظارش می رفت آغاز شد، انتقاد جدی از قدرت و دولت به سطوح پائین جامعه رسید و این یعنی نقطه بی بازگشت، و آب سردی است بر پیکر تمام کسانی که نوستالژی گذشته را داشتند و می خواستند با روشهای انقلابی باز گردند به سالهایی که دوست تر داشتند، اما... و این جای حرف بسیار دارد.

این ترک را دانلود کنید و بشونید. اثری است از یکی از خوانندگان موسیقی رپ زیرزمینی به نام "نامه ای به رئیس جمهور"، اکیدا پیشنهاد می کنم گوش کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 19:25  توسط حمید   | 

آنقدر اینروزها اخبار مهم در رابطه با ایران زیاد بود که پرداختن به یکی و رها کردن بقیه کاری دشوار است.

اول از همه سرمای بی سابقه کشور بود که هم عملا یک هفته کاری را تلف کرد و کشور را به تعطیلی کشاند و هم تحقق پیش بینی عبدالله رمضانزاده و البته دیگران هم بود درباره بحران گاز چنانچه شاهد قطع گاز مشترکین آن در بسیاری از نقاط کشور از جمله شرق تهران بودیم که البته مجددا وصل شد اما خطر قطع گاز همچنان شهروندان تهرانی را تهدید می کند و برخي علت تعطيلي ها را هم كمبود گاز عنوان كرده اند.

صدور گاز ترکمنستان به ایران و ایران به ترکیه هم در پی این سرمای بی سابقه قطع شد، این سرما به حدی بود که شهر رشت سرمای ۱۲- درجه سانتی گراد را از سر گذراند که در ۳۶ سال گذشته بی سابقه بوده و همچنین هشت تن از هموطنان نیز در نقاط مختلف کشور در اثر یخزدگی جان باختند.

خبر دیگر آنکهُ بودجه ۲۷۴ هزار میلیاردی سال ۸۷ هم تقدیم مجلس شد و از قرار معلوم در این شیوه بدیع بودجه نویسی دولت فخیمه، دست استانداران و وزرا باز است که بودجه متعلق به بخش خود را طبق صلاح دید خود(!) و بر اساس الویت پروژه ها هزینه کنند که احتمالا این صلاح دید همان وام ازدواج و تکیه های عزاداری و روغن نباتی و کمکهای ۳۰ تا ۵۰ هزار تومانی در سفرهای استانی است تا مردم بدانند که هنوز چشم امید دولت در انتخابات آتی و همچنین ریاست جمهوری آینده، اول به آنهاست و بعد به آقای ذوالقدر!

در ضمن دولت از مجلس درخواست برداشت 1.2 ميليارد دلاري از صندوق ذخيره ارزي براي مخارج عيد نوروز مردم(!) نمود و این در حالیست که هنوز سوال از دولت درباره هزینه ۱۵۰ ملیارد دلار درآمد، بدون پاسخ مانده است.

ظاهرا دیروز صبح هم در تنگه هرمز چیزی نمانده بود که قایقهای گشتی سپاه و ناوهای آمریکایی به جان یکدیگر بیفتند، که هر چه بود و فارغ از آنکه چه کسی تحریک کرد و چه کسی وارد آب های دیگری شد و اصلا موضوع از چه قرار بود و فیلم منتشر شده واقعی بود یا ساختگی، به خیر گذشت و می توان امیدوار بود که دیگر  از این اتقاقات پیش آمد نکند که هر بار ختم به خیر شدندش را اعتباری نیست، هر چند که ظاهرا بعضی به آن مفتخرند.

همچنین دولت اسرائیل در خبری مدعی اصابت یک موشک ایرانی دارای بردی بیشتر از حد معمول به شهر ساحلی اشکلون شد. این موشک به گفته مقامات اسرائیلی توسط نظامیان فلسطینی در غزه شلیک شده است.

خبر دیگر آنکه از یک طرف خاتمی دوباره به اجلاس سیاسی اقتصادی داووس دعوت شد، از آن طرف امام جمعه کرمان به خاطر دیدار و بدرقه خاتمی در فشار قرار می گیرد.

و در آخر هم بالاخره بعد از آنهمه داد و قال رئیس سازمان تربیت بدنی و ماجراهای جالب کاندیداتوری اش از جمله مناظره برنامه نود و حرف حدیث فراوان درباره انتخابات رئیس فدراسیون فوتبال، علی کفاشیان به ریاست این فدراسیون انتخاب شد و کمیته انتقالی سربلند از این آزمون درآمد؛ و آخر هم رو سیاهی ماند برای ذغال!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 20:41  توسط حمید   | 

زمانی که عملیات نیروهای ائتلاف برای آزاد سازی کویت و بیرون راندن ارتش عراق در سال 1991(طی عملیات توفان صحرا) به رهبری امریکا در زمان جرج بوش پدر در حال انجام بود، آنگونه که بعدها ژنرال نورمن شوارتسکف فرمانده عملیات در خاطرات خود آورد: "بعد از اعلام این خبر به دفتر ریاست جمهوری امریکا که با ادامه بمباران بغداد، صدام 45 دقیقه با سقوط فاصله دارد، بلافاصله دستور توقف عملیات صادر شد."

 

و این دقیقا همان سیاستی بود که چند سال بعد توسط مارتین ایندایک(مسئول خاورمیانه شورای امنیت ملی در دولت کلینگتون) به عنوان "سیاست مهار دوگانه" تنظیم و بر بقای حکومت عراق به عنوان نیرویی برای حفظ نقطه ثقل و برقراری تعادل نفت خیز ترین منطقه جهان به خصوص در برابر ایران تکیه کرد.

 

در آن زمان دستور توقف عملیات "توفان صحرا" آغاز شکل گیری غیر رسمی همان سیاست بود و بدین معنا بود که هنوز تاریخ مصرف حکومت صدام تمام نشده و هنوز توان ایفای نقش به عنوان اهرم فشار بر ایران را دارا بود تا توازن قوای منطقه به ضرر اسرائیل تغییر نکند، هر چند که این سیاستِ بزرگترین مدعی دفاع از حقوق بشر به قیمت قتل عام مخالفین صدام در داخل عراق و سرکوب خشن انتفاضه مردم این کشور گردد که به هیچ وجه غیرقابل پیش بینی نبود!

 

چرا که رژیم عراق به خاطر وجود تحریمهای همه جانبه دیگر لزومی برای پاسخگویی به جامعه جهانی در نتیجه رفتار خود با مردمش نمی دید و تنها حفظ حاکمیت حزب بعث و شخص صدام در اولویت قرار داشت.

 

و اما امروز پس از گذشت چندین سال از سقوط رژیم بعث و اعدام عجولانه صدام و درست در زمانی که به نظر می رسد حاکمیت فعلی عراق بیش از هر چیز مشغول برقراری ثبات در داخل خاک خویش است و فعلا قرار نیست نقش موثری در منطقه ایفا کند رئیس جمهوری این کشور در مصاحبه ای با روزنامه الحیاه اعلام می کند که قرارداد 1975 الجزایر از درجه اعتبار ساقط است! یعنی دقیقا جمله ای که صدام پیش از حمله به خاک ایران بیان کرد.

 

این گفته هر چند بعد از اعتراض ایران از طرف دفتر ریاست جمهوری عراق تکذیب و بر اعتبار قرارداد مذکور تاکید شد اما می تواند علامتی باشد برای ما که عراق همچنان آماده ایفای نقش دیرین خویش است.

 

البته این نیز درسی است برای دولت نهم و آقای احمدی نژاد که اصرار دارند در اجلاسی که دعوت ندارند و قرار است در آن خلیج فارس را عربی بنامند و امارات را مالک جزایر سه گانه، حضور یابند بی آنکه حرف تازه ای برای گفتن داشته باشند یا سکوت کنند در برابر مصادره مولانا و خوارزمی و ابوسعید ابوالخیر و... و این طبیعی است که همه را فکر در سر می رود که گوشه ای از این خوان پر سخاوت برگیرند.

 

پی نوشت: ساعاتی قبل خانم بی نظیر بوتو نخست وزیر سابق پاکستان و یکی از امیدهای آغاز گامهای جدید این کشور و منطقه به سوی دموکراسی در عملیاتی انتحاری ترور شد و جان سپرد.

 این منطقه روز به روز بیشتر به سمت آتش می رود و امیدها یک به یک ناامید می شوند. به نظرم روزهای سخت تری در راه است.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 0:50  توسط حمید   |