در همان سال ۱۹۴۹ بود که انقلاب چین نیز به رهبری مائو به پیروزی رسید و این زنگ خطری بود برای غرب و جهان سرمایه داری که وجود رقیب جدید ،"کمونیسم" را جدی بگیرد و اولین نشانه جنگ قدرت برای تسخیر جهان یک سال بعد نمایان شد.
روز ۲۵ جون ۱۹۵۰ ارتش کره شمالی متشکل از ۲۴۲ تانک T34 روسی ۴۰ جنگنده YAK و ۷۰ بمب افکن و ۱۳۵۰۰۰ نیرو از مدار ۳۸ درجه عبور و وارد خاک کره جنوبی شد، جنوبی ها با ۶۵۰۰۰ نیرو به طرف "پوسان" عقب نشینی کردند و در انتظار کمک ماندند. همه مي دانستند كه اين جنگي غير مستقيم ميان امريكا و شوروي است.
نیروهای سازمان ملل تحت رهبری و حمایت تسلیحاتی امریکا از طریق ژاپن و با كمك ناوگان نيروي دريايي سلطنتي بريتانيا وارد "پوسان" شدند و نيروهاي شمالي را تا مرزهاي چين به عقب راندند اما قبل از آنكه پيروزي كامل حاصل شود ارتش سرخ چين تحت فشار شوروي با 200000 نيرو وارد جنگ شد و نيروهاي بين المللي را تا داخل خاك كره جنوبي وادار به عقب نشيني كرد و در نهايت در سال 1953 در ادامه اين تعقيب و گريز ها نيروهاي دو طرف مجددا در امتداد مدار 38 درجه موضع گرفتند و در روز 27 جولاي پيمان آتش بس منعقد شد. و اين درست چند ماه پس از مرگ استالن در روز 5 مارس بود.
در همين سال دولت دكتر مصدق نيز با كودتايي به رهبري CIA در ايران سقوط كرد و اين اقدام امريكا نيز دليلي جز ترس از به قدرت رسيدن توده ايها كه طرفدار شوروي و حكومت شورايي بودند نداشت چرا كه به قدرت رسيدن حزب توده در ايران به معناي تسلط شوروي بر گلوگاه انرژي جهان بود. اين اولين كودتايي بود كه امريكا در جهان به راه انداخت و در سالهاي بعد جهان شاهد چندين كودتاي ديگر از اين دست بود.
بعد از مرگ استالين جنگ تسخير صندلي او در داخل حزب كمونيست شوروي آغاز شد و در اين ميان شانس دو نفر از ديگران بيشتر بود. اول "بريا" جلاد پليس امنيت استالين كه بعدها در خاطرات سياسي "وياچسلاو مولوتف" كه در سال 1993 انتشار يافت گفته شد كه استالين توسط "بريا" مسموم شد و چنين اشاره اي را "نيكيتا خروشچف" شانس دوم تصاحب كرسي دبير كلي حزب هم در خاطرتش آورده است.
در نهايت خروشچف در اقدام بر عليه بريا پيشدستي كرد و حزب را متقاعد نمود كه او را به خاطر جنايتهايش در دوران استالين محكوم كنند. بريا به جوخه اعدام سپرده شد و خروشچف به دبير كلي حزب رسيد.
بعد ار اين جهان شاهد آغاز دوران جديدي در جنگ سرد بود، دوراني كه با نام بحران و گسترش جنگ (Crisis & escalation) از آن ياد مي شود. در اين دوران ابعاد جنگ گسترش زيادي پيدا كرد. مسابقه تسليحات اتمي و جنگ افزار (nuclear race) مسابقه تسخير فضا (Space race) و گسترش قلمرو نفوذ در جهان كه پيش از اين شروع شده بود و يكي از آخرين اثراتش جنگ كره و كودتاي زاهدي در ايران بود كه پيش تر وصف آن رفت.
اولين موشك پرتاپ شده به فضا،(شوروي و آمريكا بعد از جنگ به خاطر دست يافتن به بخشي از نتايج اولين تحقيقات فضانوردي جهان توسط آلمانها موفق به برداشتن گامهاي بلندي در اين زمينه شدند) اولين حيوان فضانورد(خرگوش) و نيز اولين انسان فضانورد همگي روسي بودند و امريكايي يك گام عقب تر در تعقيب روسها بودند و اين برتري روسها نسبت به امريكايي ها در مسابقه تسخير فضا تا زمان كنار نهاده شدن خروشچف از قدرت پابرجا بود.
اما بزرگترين اتفاق در زمان زمامداري خروشچف پيروزي انقلاب كوبا , در سال 1959 بودكه امريكا را بيش ار هميشه بي تاب كرد. (در اين سال آمريكا در ويتنام نيز وارد جنگي شد كه پايان آن نامعلوم بود.) اما آنچه جرقه خطرناك وقوع جنگ اتمي جهان برانداز ميان اين دو غول را روشن نمود بحران موسوم به خليج خوكها بود كه با ارسال موشكهاي اتمي به كوبا و ايجاد پايگاه موشكي توسط شوروي در اين كشور آغاز شد.
اين اقدام روسها موجب شد كه صبر يكي از دموكرات ترين و صبور ترين روساي جمهور آمريكا يعني جان اف كندي به سر آيد و با ارسال ناوگان دريايي ايالات متحده به سمت كوبا تهديد نمود چنانچه روسها اقدام به جمع آوري موشكهاي خود از كوبا نكند كوبا را با خاك يكسان خواهد نمود.
همزمان با تهديد آمريكا شوروي اقدام به اعزام بزرگترين رزم ناو اتمي خود به سمت كوبا نمود تا در صورت لزوم در دفاع از كوبا وارد عمل شود و اين به مفهوم اين بود كه اگر اين ناو با ناوهاي آمريكايي روبرو مي شد جهان يا حداقل بخشي از خالي از حيات مي گرديد...
... ادامه دارد
بعد از آنکه قرار شد رئیس جمهور در دانشگاه تهران حاضر شود و سخنرانی کند(که یک بار هم بدون بیان دلیل خاصی این برنامه لغو شد)، دفتر تحیکم وحدت در دونامه به رئیس جمهور از وی خواست تا برای طرح سوال، نمایندگان این نهاد دانشجویی در محل جلسه حاضر شوند،اما حتی یک نفر از این دانشجویان هم اجازه ورود به سالن را نیافت و در نهایت با گاز اشک آور دانشجویان معترض حاضر در محل را متفرق کردند.
جدای نیروهای امنیتی در دانشگاه بسیجی ها هم البته حضور پررنگی داشتند و شعار می دادند:"تحکیم آمریکایی، انحلال، انحلال" دانشجویان هم احمدی نژاد را هنگام خروج از دانشگاه با شعار"دیکتاتور دیکتاتور" بدرقه کردند. البته شعار اولی را کلا به رسمیت نمیشناسم و برای شعار دومی هم فعلا هورا نمی کشم.
راستی آقای احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا هم اجازه دادند به ایشان به عنوان نماینده ملت ایران توهین شود و هم به سوالات حاضرین با صبر فراوان و البته بعید پاسخ دادند.اما چرا اینجا و در سرزمین مادریشان کاسه تحملشان تا این حد کم گنجایش میشود؟! اینها که هموطنند و در قاموس وطن پرستان خونشان رنگین تر از اجنبی است!
البته ایشان در دانشگاه کلمبیا اشاره کردند که:"آزادی در ایران بی نظیر است." بنده نیز به سهم خود فرمایش ایشان را تائید می کنم، فی الواقع آزادی در ایران در هیچ کجای دنیا نظیر ندارد!! و شواهد نیز برای اثبات این مدعا فراوان است و نیاز به کشاندن سخن یه درازا نیست.
از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تا امروز روسیه عملا تبدیل به کبریت بی خطری شده بود که فقط هر از گاهی از خود علائم حیاتی بروز میداد که جهان بداند که میراث دار بزرگترین قدرت اتمی جهان هنوز نفس می کشد.اما از سال گذشته با افزایش بودجه نظامی و امسال اول با مخالفت شدیدی که با طرح دفاع موشکی آمریکا در اروپا نمود و سپس رزمایش بزرگی که ترتیب داد و بعد هم خبر رسید که بمب افکنهای سنگین روسی در اروپا در حال گشتزنی دیده شدند کم کم خواب امریکا و اروپا را داشت آشفته می کرد که ناگهان حادثه ای این خواب را تبدیل به کابوس نمود.
انفجار عظیمی که از آزمایش جنگ افزاری مرگ بار حاصل از پروژه ای سری در ارتش روسیه دیده شد نشان داد که دوران گذار و تثبیت به پایان رسیده و خرس سیبری از خواب زمستانی بیدار شده است و سهم خویش از جهان طلب می کند، آنچنان که می توان گفت انفجار عظیم "پدر همه بمبها" جرقه آغاز جنگ سرد دوم است.
جهان با تمام هزینه انسانی و زیست محیطی که در سالهای جنگ سرد پرداخت و با تمام خطر نابودی که نوع بشر را تهدید میکرد آنچنان که پیداست می بایست در انتظار سالهای پر خطر دیگری نیز باشد.
پیش از آغاز جنگ سرد اول، در سال پایانی جنگ جهانی دوم چرچیل نخست وزیر وقت انگلستان اینگونه هشدار داد: "امروز که فاشیسم عقب نشینی کرده است، دیگر دشمن شماره یک ما محسوب نمی شود، ما باید آنها را به صلح وادار کنیم تا بتوانیم از آنها به عنوان نیرویی در برابر رقیب و دشمن اصلیمان یعنی کمونیسم استفاده کنیم"(نقل به مضمون)
اما این گفته چرچیل به خاطر فضای شدیدا ضد فاشیستی جهان به سردی شنیده و از آن عبور شد، "رایش سوم" در آلمان سقوط کرد و چرچیل نیز علیرغم رهبری موفقیت آمیز جنگ دور بعد انتخابات را واگذار نمود.
در سال پایانی جنگ ارتش سرخ پیش از دیگر نیروهای متفقین برلین را فتح نمود و عملا تبدیل شد به ارتش آزادی بخش اروپا تحت رهبری های داهیانه و قهرمانانه استالین پدر خلقهای جهان!!
پس از جنگ شوروی ها از این شلوغی و آشفته بازار جهانی استفاده کرده و لتونی، لیتوانی و استونی(سه کشور حوزه بالتیک) را ضمیمه خاک خود نمودند ، آلمان به دو منطقه تحت اداره شوروی و آمریکا تقسیم شد و در لهستان هم که تحت اشغال شوروی بود قرار شد که یکماه بعد انتخابات آزاد برگزار شود که هیچگاه تا زمان فروپاشی انجام نشد و برخلاف قرار قبلی خاک ایران نیز از سربازان ارتش سرخ تخلیه نگردید.![]()
چند ماه پیش از این جهان در کمال حیرت دوبار و به فاصله سه روز مرگبارترین سلاح تا آنروز و امروز جهان و اثرات مخربش را برای اولین بار و در کارزاری حقیقی دیده بود، روز ۶ آگوست ۱۹۴۵ ساعت ۸:۱۵ نوری عظیم و کور کننده شهر هیروشیمای ژاپن و کیلومترها آنسوترش را با صدایی مهیب که نظیرش تا آنروز شنیده نشده بود روشن کرد و در کسری از ثانیه دهها هزار نفر را به خاکستر تبدیل کرد و تا سالها بعد نیز صدها هزار نفر در اثر قرار گرفتن در معرض تشعشع جان سپردند. این "پسر کوچک" بود که از یک بمب افکن امریکایی روی شهر سقوط کرده بود. این فاجعه را سه روز بعد در ۹ آگوست مردم ناکازاکی نیز با "مرد چاق" تجربه کردند.
بمب اتم دقیقا همان چیزی بود که شوروی برای رقابت با اين رقيب تازه نفس بدان نیاز داشت و به خصوص استالین با دیدن و شنیدن وصف آن آب از دهانش جاری شد و برای داشتنش خواب و خوراک را بر همه حرام کرد تا نهایتا در ۲۹ آگوست ۱۹۴۹ اولین بمب اتمی خود را با نام Joe 1 آزمایش کرد. و رقابت تسلیحاتی این دو غول تازه متولد شده آغاز شد...
...ادامه دارد