تبليغاتX
... و اما امروز
نوشته های حمید لطفی

 

هادی قابل را آزاد کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 20:26  توسط حمید  

 ??!!

قبلا شنیده بودم که مبارزین انقلابی و رادیکال زمان اعدام بدون چشم بند در برابر جوخه آتش می ایستادند یا خود طناب دار به گردن می انداختند و ...، تا نشان دهند که از کرده خود پشیمان نیستند و بدان افتخار نیز می کنند و در ضمن در آخرین لحظه نیز دیگرانی را هم که ایستاده اند به تماشا به فکر وادارند.

اما درباره اراذل و اوباش و سارقین مسلح چیز مشابهی نشنیده بودم.

آن از کاووسی قاتل قاضی مقدس این هم از این یکی که بوسه بر طناب دارش میزدند و نمی دانم کیست و چه کرده بود که در همین ایام اعدام شد. یکی دیگر هم بود که در مشهد اعدام شد و لبخند می زد.

معمولا از کسانی اینگونه حرکات سر می زند که برای آرمانی جان می دهند و آنطور که گفته اند اینان همه به جرم اوباشی گری و تجاوز به عنف و سرقت مسلحانه بر دار شده اند.(امسال حدود ۲۰۰ نفر اعدام شده اند، البته تا امروز)

این جرائم با این رفتار خوانایی ندارد، هر چند ظاهرا این روزها هیچ اتفاقی غیر طبیعی نیست!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 22:25  توسط حمید   | 

افشاگري مشاور سابق وزير رفاه (منبع روزآنلاین)

مهرزاد فرهودي
mehrzadfarhoodi@yahoo.com

افشاگري يک جانباز و مشاور سابق وزارت رفاه درباره فساد مالي و انتقال بودجه جانبازان و مستضعفان به ستادهاي انتخاباتي جناح راست، در حالي که دولت و جناح راست براي انتخابات اسفند ماه آماده مي شوند، از بزرگ ترين رسوائي هاي دولت دو ساله محمود احمدي نژاد است که تاکنون با زور و تهديد و تغيير ناگهاني مديران با اين گونه افشاگري ها مقابله کرده بود. رسوائي بزرگي که دامن عده اي از اعضاي فراکسيون اکثريت مجلس را هم گرفته است.

طي چند روز گذشته ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 13:16  توسط حمید   | 

چند وقتی است که مسئله ای ذهنم را به خود مشغول نموده و هر جا که توانستم آن را مطرح نمودم و جویا شدم تا ذهنم در این باب روشن تر شود. آنچه در ادامه می خوانید بخشی از همین دغدغه خاطر و البته درگیری چند ماهه!!! من با کتاب ۱۹۳ صفحه ای "شریعتی نقاد قدرت، سنت، مدرنیته"  "تقی رحمانی" از انتشارات "صمدیه"  است. از آن رو که این کتاب بسیار برایم مفید و راهگشا بود شاید بعدا بخشهایی از آن را به صورت خلاصه در همینجا بیاورم.

چنانچه دوستان نظر دیگر یا تکمیلی  دارند بی نصیب نگذارند، هر چند که این تنها طرح موضوع است.

*******

امروز ما با یک معضل عمده در جامعه ایران روبرو هستیم و آن هم عدم رشد و نوزایی فرهنگی همگام با پیشرفتهای زمانه که منجر به نوعی واماندگی فرهنگی در جامعه یا به عبارتی بحران هویت فرهنگی شده است و این خود دو معضل دیگر را به همراه داشته، یکی باز تولید گفتمان غیر پویای سنتی که امروز در کنار قدرت قرار گرفته و باعث گردیده که نقد یکی از این دو(قدرت و سنت) باب نقد دیگری را نیز بگشاید و دیگری الیناسیون و از خود بیگانگی نسل حاضر که به خاطر سیاستگذاری های فرهنگی سه دهه اخیر با نوع متفاوتی از آن نسبت به دوران پیش از سال ۵۷ مواجه هستیم.

به نظر من با توجه به کلی و فراگیر بودن دو معضل فوق در جامعه،تقریبا می توان تمام مشکلات حال حاضر جامعه ایرانی را در آنها خلاصه کرد. 

اکنون پر واضح است که گفتمان سنتی به تنهایی به دلیل عدم نقد صحیح و به موقع در عین شناخت کامل سنت، پاسخگوی نیازهای جامعه امروز ایران نیست و نداشتن انعطاف حاملین و حامیان این گفتمان در برابر روشنفکران عملا منجر به ایجاد رابطه ای بسته و محدود بین این دو طیف گردیده که رسیدن به هر گونه تفاهمی را مشکل نموده است.

از طرفی بعضی به دنبال تحقق همان مدل غربی مدرنیته (عمدتا لیبرالیسم)در ایران هستند، که این نیز پاسخ گوی نیازهای فرهنگی ایرانیان نیست و همانطور که سنت به تنهایی منجر به استبداد میگردد مدرنیته تماما وارداتی نیز استبداد را از نوع دیگر باز تولید خواهد نمود چرا که در داخل با مقاومت های توده ای روبرو خواهد شد و برای بقا خود راهی جز درپیش گرفتن راه استبداد نخواهد یافت.

این به معنای نفی کامل تفکر لیبرال نیست، اما باید در نظر داشت که در ایران به خاطر تمرکز همیشگی قدرت مفهوم آزادی همواره در کنار عدالت بیان گردیده است چنانچه در تفکرات شیعی نیز این دو در کنار هم از جایگاه ویژه ای  برخوردارند، و چنانچه کسی به تحقق آزادی از طریق تصاحب قدرت می اندیشد می بایست حد اقل هایی از عدالت و رفاه عمومی را محقق نماید. و اصولا زمانی از جامعه انتظار مشارکت می رود که به رفاهی نسبی و حداقل آسودگی ذهنی برای مشارکت رسیده باشدو اصناف و قشرهای مختلف نیز برای پیگیری مطالبات خویش متشکل شده باشند. حتی اگر ما در شرایطی موفق به ایجاد یک دموکراسی کامل شویم چنانچه به تحقق شکل کوچکی از عدالت توجه نشود و اصناف و تشکلهای غیر دولتی شکل نگرفته باشند این دموکراسی با شورش و طغیان جامعه روبرو خواهد شد و نهایتا سقوط می نماید.

 و البته این نیز به مفهوم به دنبال سوسیالیسم کلاسیک رفتن نیست. بلکه به معنای توجه به شکل گیری نهادهای صنفی بیرون از دولت و تشکل اقشار جامعه در نهادهای غیر دولتی است. امروزه مشابه این تفکر با عنوان چپ جدید در اروپا شکل گرفته است.صلح

امروز دیگر زمان جنگ میان مفاهیم گذشته است و عملا به اثبات رسیده که حقیقت مطلق نزد هیچیک از این اینان نیست، دیگر زمان آن رسیده که لیبرالیسم به نفع سوسیالیسم و بلعکس نقد شود و این اتفاق میمونیست که باید بین سنت و مدرنیته نیز رخ دهد.

و امروز آنچه ما برای رسیدن به یک جنبش و تحول فرهنگی هویت ساز ملی-مذهبی بدان نیازمندیم تولید اندیشه مدرن بومی است، دقیقا آنچه از راه صلح مفاهیم می توان بدان دست یازید. اندیشه ای که جوهره سنت را در خود داشته و در عین حال از خصوصیات یک فرهنگ مدرن برخوردار باشد تا بتواند با رقیبی چنان قدرتمند به تعامل و گفتگو برخیزد و این رسالت طبقه روشنفکر به خصوص روشنفکران دینی در ایران است.

در نهایت این تفکرات و اندیشه های نو می بایست توسط هنرمندان و ادیبان متاثر از این اندیشه هادر قالب شعر و داستان و سینما و تئاتر و نقاشی و ... در بین اقشار مختلف جامعه منتشر شده و توده ها را نیز از خود متاثر نماید و ما تازه بعد از این مرحله است که دوباره شاهد به وجود آمدن جنبشهای فرهنگی تمدن ساز با هویت بومی خواهیم بود.

به این مفاهیم قبلا بعضی از روشنفکران به خصوص دکتر شریعتی پرداخته بودند، اما تا قبل از سال ۵۷ به خاطر غالب بودن تفکر انقلابی بیشتر به وجه مبارزاتی و قهری آن توجه شد و بعد از انقلاب به خاطر شرایط ویژه کشور، کلا به محاق رفت و بعد از دهه ۶۰ رفته رفته به دلایل مختلف مجددا فرصت بروز یافت و امروز دکتر سروش و کدیور و شبستری و ... نظرات مبسوطی در این باب ارائه داده اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 18:37  توسط حمید   |